
تام فلتون، به دراكو مالفوي جان ميبخشد!
مصاحبه با تام فلتون
اسم او، دراكو، به زيان لاتين يعني مار بزرگ يا اژدها، و نام خانوادگي او به زبان فرانسوي يعني “سوء نيت”، پس ميتوانيد متوجه شويد كه رولينگ در مورد بهترين پسر دنيا نمينوشته است.
در پنج فيلم اول، يك نقش منفي بي اهميت را داشته است كه مرتباً غرولند و شكايت ميكند و سعي دارد هري، رون و هرميون را اذيت كند. اما در “شاهزاده دورگه”، دراكو با قبول مأموريتي از طرف لرد ولدمورت – براي قتل آلبوس دامبلدور – حتي بيش از قبل درگير جادوي سياه ميشود. دراكو ريسك بالايي كرده است – او ميداند كه اگر در مأموريتش شكست بخورد ولدمورت تمام خانوادهاش را خواهد كشت. نارسيسا، مادر دراكو، براي حفظ جان پسرش از دست ولدمورت، مخفيانه با اسنيپ نقشه ميكشد تا او را از خطر حفظ كند.
در حالي كه خيلي از مردم دلايل خوبي براي ترسيدن از دراكو دارند، تام ميگويد او را كاملاً قابل درك است. او در توضيح ميگويد: “دراكو به دلايلي در راه خودش قرار گرفته، اون چيزهاي زيادي ديده و از پدرش، لوسيوس، افكار اشتباهي رو ياد گرفته، و معلومه كه پدرش رو ستايش ميكنه. اون ميخواد مثل پدرش باشه، تا در هر راهي از پدرش تقليد كنه. ولي پدرش سالها در زمره ياران ولدمورت بوده، پس چندان هم غيرعادي نيست كه اون بخواد اون راه رو هم در پيش بگيره. همه جيز براي خوشنود كردن پدرشه.”
از ساري، انگليس تا پرده سينما
تام در 22 سپتامبر 1987 (31 شهريور 1366) در ساري، انگليس متولد شد و از همان كودكي به بازي در تئاترهاي محلي و شركت در كلاسهاي نمايشي پرداخت. در يكي از همين كلاسهاي نمايشي بود كه يكي از دوستانش او را متقاعد كرد كه آن قدر كارش خوب است كه به طور حرفهاي كار كند، و او را ترغيب كرد كه يك وكيل بگيرد. پس از اين كه نقش پيگرين كلاك را در فيلم “قرض كنندگان” (با بازي مارك ويليامز (آرتور ويزلي) – كه چندين بار با نام “آدم كوچولوها” از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شده است) بازي كرد، در چندين آگهي بازرگاني ظاهر شد كه در آمريكا فيلمبرداري شدند. بازي در نقش پيگرين كلاك مستلزم آن بود كه در گريم موهايش قرمز و فر شود! او در 13 سالگي با بازي نقش لوئيس ليونوونز – پسر كاراكتري كه جودي فاستر بازي ميكرد – در فيلم “آنا و پادشاه” خوش درخشيد.
سپس تام به تست بازيگري اولين فيلم هري پاتر رفت و براي به دست آوردن چندين نقش سعي كرد، از جمله نقش هري. اما كريس كلمبوس كارگردان بيشتر تام را مناسب نقش دراكوي بدجنس ميدانست، و وقتي تام موهايش را به رنگ سفيد و بور و روغني كرد و به عقب شانه زد، كريس متوجه شد كه بدذات دلخواهش را پيدا كرده است. تام ميگويد: “بازي كردن چنين كاراكتر عصباني و رنجيدهاي چندان سخت نبود. من فقط به اوقاتي كه برادرهام يه بلايي سرم ميآوردن فكر ميكردم و يادم مياومد كه چه احساسي داشتم. بعد از اون احساس براي بازي كردن نقش دراكو استفاده كردم، دراكويي كه هميشه اين طور عصباني بود.”
با وجود علاقه دراكو به بدجنسي، تام به سرعت مورد علاقه طرفداران واقع شد و وقتي براي امضا دادن در ميان عموم ظاهر شد، طرفداراني از سراسر دنيا براي امضا گرفتن از او آمدند. او اين موضوع را به ياد دارد: “خيلي از مردم فكر ميكردن من بايد مثل دراكو باشم. به نظرم اونا از اين كه ميديدن من خوب و مؤدب هستم شگفتزده ميشدن!”
سلام بر شاهزاده!
وقتي فيلمبرداري “شاهزاده دورگه” شروع شد، تام از اين كه دوباره به دوستان پاتري خود ميپيوندد هيجانزده و از اين كه به رداي اسليتريني خود به عنوان دراكو برميگشت، خوشحال بود. او همچنين از اين كه ميبيند نقش دراكو در رمان، و در نتيجه در فيلم بيشتر شده خوشحال است و فكر ميكند كه هواداران سرسخت هري پاتر از ديدن ششمين ماجراي آن واقعاً لذت خواهند برد. او در ادامه با در نظر گرفتن مخفي نگه داشتن فيلمنامه ميگويد: “من فيلمنامه رو خوندم و كتاب رو هم خوندم، و اين طور به نظر مياد كه تقريباً همه چيز كتاب به فيلم تبديل شده، به نظرم هواداراني كه واقعاً عاشق كتاب هستن از روند فيلم خوشحال ميشن. و من مطمئناً خوشحال بودم، چون قبلاً فكر ميكردم نقش من فعلاً بزرگه و بعداً حذف ميشه، و نااميد ميشم. اين بار، واقعاً حجم كاري كه انجام دادم قابل توجه بود، و دراكو درست وسط مبارزه هري و ولدمورته.”
او همچنين فكر ميكند كه طرفداران از لباس كوييديچ جديدي كه براي تيم اسليترين درست شده خوششان ميآيد. او با يك لبخند ميگويد: “توي فيلم قبلي هيچ كوييديچي نبود، اما توي اين فيلم برگشته، و لباسهاي تيم اسليترين محشر هستن. خيلي ظاهر ترسناك و مور مور كنندهاي دارن، براي ما خيلي مناسب هستن.”
رفتن به ماهيگيري!
خيلي از بازيگران خارج ار بازيگري از فعاليتها و سرگرميهاي متعددي لذت ميبرند، اما تام در مورد سرگرمي خودش به طور مثبتي متعصب است… صيد ماهي كپور! او در اين باره ميگويد: “وقتي 11 ساله بودم، در يك مركز ماهيگيري در دوركينگ در انگليس كار ميكردم، من چيزهاي غيرضروري رو برميداشتم و وسايل ماهيگيري رو مرتب ميكردم. بعد از اين كار خوشم اومد – در واقع، شغل رؤيايي من اينه كه يه مركز ماهيگيري داشته باشم!از اون موقع به بعد، ماهيگيري درست همون چيزي شد كه انجام دادنش رو خيلي دوست دارم.”
ولي تام فقط ماهيگيري نميكند… اين روزها، او مشغول طراحي و اجراي مسابقات ماهيگيري كپور است، و حتي مواقعي كه ميتواند براي تدريس كلاسهاي ماهيگيري نيز كمك ميكند. و او با وجود علاقه شديدي كه به بازيگري دارد، اقرار ميكند كه قلبش به واقع در آبهاي عميقتري است. او ميگويد: “من هميشه گفتهم كه يك روز، به دانشگاه سوتمپتون در انگليس ميرم. اونجا يك دانشكدهي پژوهشهاي ماهيگيري هست. در اونجا ورزشهاي آبي عمومي و مديريت مركز ماهيگيري ميخونيم. يادگيري همه چيز در مورد محيط زيست هست… اونا بهمون ياد ميدن كه چه طور بدون كشتن ماهي اون رو جابجا كنيم، و چه طور يك درياچه مصنوعي بسازيم. راستش من فقط توي حيطه عملي خودم راحت هستم. تنها زماني كه ميتونم واقعاً راحت باشم زماني هست كه توي محيط هستم.”
با اين حال، تام اين روزها هنوز در گروه اسليترين هست و همان جا خواهد ماند، او اميدوار است كه هر چه زودتر زمان فيلمبرداري هر دو قسمت “هري پاتر و يادگاران مرگ” فرا برسد. اما عضو گروه اسليترين بودن، چيزي است كه تام واقعاً از آن لذت ميبرد. او با يك پوزخند ميگويد: “اگه توي اگريفندور باشي حتماً بايد خوب باشي، حداقل توي اسليترين ميشه بدرفتاري هم كرد.”
ورود